مرکزی نیوز || MarkaziNews.ir آسیب شناسی یا بزرگ نمایی؟! | مرکزی نیوز | MarkaziNews.ir


 

 

 

کد مطلب: 2103 | تاریخ ارسال: ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ | چاپ این مطلب |
دکتر مجید ابهری/ واکاوی امنیت اجتماعی؛
آسیب شناسی یا بزرگ نمایی؟!
دکتر مجید ابهری

مرکزی نیوز : رسانه‏ های ما صرفاً به کالبد هیجانی و زودگذر وقایع توجه دارند درحالی‏که به جای بزرگ‌نمایی حوادث باید جامعه را به سمت احساس امنیّت بیش‌تر، پیش ببرند. این فرآیند به مفهوم کتمان اطلاع رسانی یا پنهان کاری نیست. ما در کنار ژست ژورنالیستی بزرگ‌نمایی حوادث، دچار غیبت کالبد شکافی و آسیب شناسی این وقایع در رسانه‏هایمان هستیم.


امنیّت یک فرآیند چند بعدی و حاوی مصادیق متفاوتی است. اگر بخواهیم چارچوب و قالبی تعریفی از امنیّت داشته باشیم باید بگوییم امنیّت مجموعه‌ای از شرایط است که در زمان و مکان دست به دست هم می‌دهند تا هرکس بتواند به قدر توانایی و استعدادش به بهره‌برداری از فرصت‌های اجتماعی و اقتصادی بپردازد. از زاویه‌ی نگاه رفتارشناسی هم امنیّت اجتماعی یعنی برقراری شرایطی در جامعه که آحاد آن با آرامش و آسایش به کار و زندگی خود ادامه دهند. البته به خاطر چند وجهی بودن مفهوم امنیّت در هر فرآیند، برقراری امنیّت نیز مصداق خاص آن را پیدا می‏کند. امنیّت اقتصادی، امنیّت ملی، امنیّت سیاسی و امنیّت فرهنگی زیر شاخه‌هایی از مفهوم امنیّت هستند.

به عنوان نمونه، امنیّت ملی در چارچوب جغرافیایی یک کشور عینیّت می‌یابد، به این معنا که مردم آن کشور با اتکا به نظارت و سیاست‌گذاری بخش‌های حاکمیّتی بر زوایای مختلف جامعه، فعالیّت‌های روزمره‌ی خود را به نحو مطلوبی انجام دهند و از طرف دیگر اجتماع زمانی روی امنیّت را می‌بینید که نهادهای برقراری امنیّت با ظرفیّت و مأموریت‌هایی که به دوش دارند شرایط و بستر زندگی را در متن اجتماع فراهم سازند.

البته ما در تشخیص و مصداق یابی برای پدیده‌ها دچار اشتباهاتی هستیم. به عنوان مثال حوادثی نظیر حمله به آمران به معروف و قتل یک قهرمان ورزشی در نزاع خیابانی که هیاهوهای رسانه‏ای زیادی را به دنبال داشت، ارتباط مستقیمی با امنیّت ندارد، حتی در امن‌ترین کشورها نیز حوادثی از این دست، احتمال وقوع دارند. همه نروژ را جزیره‌ی امن اروپا می‌شناسند و بعد از جنگ جهانی دوم حادثه‌ی انسانی بزرگی در این کشور روی نداده است. آیا می‏توان با بمب گذاری چند وقت پیش در این کشور به این نتیجه رسید که نروژ کشور امنی نیست یا امنیّت اجتماعی در این کشور وجود ندارد؟ در انگلستان هر شهروند روزانه به طور میانگین ۴۰۰ بار از مقابل دوربین‌های امنیّتی و انتظامی عبور می‏کند، آیا جنایتی در این کشور روی نمی‏دهد؟

حوادثی نظیر حمله به آمران به معروف و قتل یک قهرمان ورزشی ، ارتباط مستقیمی با امنیّت ندارد، همه نروژ را جزیره‌ی امن اروپا می‌شناسند و بعد از جنگ جهانی دوم حادثه‌ی انسانی بزرگی در این کشور روی نداده است. آیا می‏توان با بمب گذاری چند وقت پیش در این کشور به این نتیجه رسید که نروژ کشور امنی نیست یا امنیّت اجتماعی در این کشور وجود ندارد؟

در جوامع غربی جنایت در شکل نرم بازتاب داده می‏شود. در این کشورها قتل با اسلحه‌ی گرم، مثله کردن، ارتباطات نامشروع و رخدادهایی از این دست چندین برابر کشور ما است اما رسانه‏های غربی به گونه‏ای این حوادث را بازتاب می‏دهند که فضای جامعه را دچار شوک و تنش نکند. مطابق با آماری که در رسانه‏ها مطرح می‏شود فقط در آمریکا در هر دقیقه دو قتل صورت می‏گیرد، آن هم با اسلحه‌ی گرم، آیا با استناد به این آمارها می‏توان گفت بساط امنیّت اجتماعی در ایالات متحده‌ی آمریکا برچیده شده است؟ هم‌چنان که در کشور ما هم این گونه است، ما نمی‏توانیم صرفاً به خاطر وقوع چند قتل، کلیّت موضوع را در مفهومی به نام امنیّت اجتماعی صورت‌بندی کنیم؟

یک عذرخواهی ساده را بلد نیستیم

به اعتقاد بنده دلیل اصلی وقوع حوادثی نظیر قتل‌های مرتبط با نزاع‌های خیابانی، بالا رفتن سطح خشونت و پایین آمدن آستانه‌ی تحمل افراد بر اثر فاصله‌گیری از باورهای دینی و ارزش‌های اخلاقی و کمبود نشاط اجتماعی است. ما امروز سر ریزی از خشونت‌های خانوادگی متأثر از درگیری والدین با یک‌دیگر، با فرزندان و فرزندان با هم‌دیگر را در خیابان‌ها شاهد هستیم. البته اگر بخواهیم عمیقاً این مسأله را بررسی کنیم باید به تمامی متغیرها و عوامل، توجه نشان دهیم.

وقتی به ویترین مغازه‌های اسباب بازی فروشی نگاهی می‌اندازیم آن‌ها را بی شباهت به یک انبار مهمات نمی‌یابیم. انواع اسباب بازی‌های الگو برداری شده از سلاح‌های سرد و گرم در اختیار کودکان و نوجوانان قرار می‏گیرد. متأسفانه ما به این موضوعات اقبال نشان نمی‏دهیم و نوعی رها شدگی در این عرصه دیده می‏شود، در حالی که اسباب بازی‌ها از قوی‌ترین ابزارهایی هستند که تصویرهای ذهنی کودکان را شکل می‏دهند.

از طرف دیگر در اغلب بازی‌های رایانه‌ای و فیلم‌های ماهواره‌ای و حتی رسانه‌ی ملی شاهد صحنه‌های خشن و عادی سازی کشتار انسان‌ها هستیم. در بیش‌تر فیلم‌ها و سریال‌هایی که محصول کشورهای دیگر است و با دوبله از تلویزیون پخش می‏شود، صحنه‌های کشت و کشتار موج می‏زند بدون آن که به بیننده توضیح داده شود چرا این افراد باید به سادگی جان هم‌دیگر را بگیرند. طبیعی است حجم قابل توجهی از خشونت متأثر از فضای ذهنی است که این گونه به وجود می‌آید و در رفتار اجتماعی افراد تجلی پیدا می‏کند. در چنین فضایی اگر حتی به ازای هر شهروند یک پلیس وجود داشته باشد باز این فضا نمی‏تواند معنای سلب خشونت را بدهد. ما باید بپذیریم که بخشی از جامعه‌ی ما از باورهای دینی و ارزش‌های اخلاقی فاصله گرفته است، از این رو خشونت و عصبانیّت مهار عقل‌ها را در دست گرفته است.

در دین ما فرو خوردن خشم نوعی عبادت است. روزانه چند نفر در خیابان‌ها این عبادت را انجام می‏دهند؟ وقتی روحیّه‌ی عذرخواهی در جامعه به فراموشی سپرده می‏شود یک تنه‌ی آهسته و برخوردی از سر غفلت ممکن است به یک نزاع و درگیری و در گام بعدی قتل منجر شود، در حالی که یک عذرخواهی ساده می‏توانست به این واقعه خاتمه بخشد. اما این افراد عذرخواهی نمی‏کنند، چرا که عذرخواهی را مترادف با ترسو و زبون بودن می‏دانند، در حالی که عذرخواهی نشانه‌ی ادب اجتماعی، تربیت خانوادگی و شجاعت روحی است.

در واقع تأکید بنده در این‌جا بر این است که وقتی از آموزش مهارت‌های زندگی و هنر مهار احساسات و مدیریت هیجان‌ها غلفت می‏شود، چه نتایج فاجعه باری به وقوع می‌پیوندد. امروزه جای آموزش مهارت‌های زندگی در مدارس و دانشگاه‌های ما خالی است. از این رو است که تبعات این موضوع در افت آستانه‌ی تحمل، فراوانی سلاح سرد و گرایش بخشی از جوانان به حمل و نگهداری این سلاح‌ها پدیدار شده است.

هم‌چنان که گفته شد این مباحث ربطی به امنیّت اجتماعی ندارند. متأسفانه برخی از همکاران و دوستان جامعه شناس ما شتاب زده این حوادث را با امنیّت اجتماعی گره می‏زنند، این نشان می‏دهد که ما جایگاه امنیّتی، اجتماعی و ترمینولوژی آن را به صورت مطلوب و مناسب درک نکرده‏ایم. بنده در این‌جا این سؤال را مطرح می‏کنم که اگر این خشونت‌های لفظی و رفتاری مصداق زیر سؤال رفتن امنیّت اجتماعی است، اگر از همین فردا هرکسی که در خیابان درگیری فیزیکی داشت دستگیر و اعدام شد، آیا این عمل می‏تواند متضمن برقراری امنیّت اجتماعی باشد؟ از نقطه نظر بنده تا زمانی که ریشه‏های خشونت در جامعه وجود داشته باشد، نمی‏توان به این نقطه رسید

وقتی از آموزش مهارت‌های زندگی و هنر مهار احساسات و مدیریت هیجان‌ها غلفت می‏شود، چه نتایج فاجعه باری به وقوع می‌پیوندد. امروزه جای آموزش مهارت‌های زندگی در مدارس و دانشگاه‌های ما خالی است. از این رو است که تبعات این موضوع در افت آستانه‌ی تحمل، فراوانی سلاح سرد و گرایش بخشی از جوانان به حمل و نگهداری این سلاح‌ها پدیدار شده است

مدل بومی شادی کردن کجاست؟

اما یکی از عوامل مهمی که در این زمینه – کاهش آستانه‌ی تحمل و افزایش خشنونت در جامعه- نقش بازی می‏کند، تعریف نشدن فرهنگ شادی است. ما هنوز مدلی برای ابراز شادی حتی در اعیاد مذهبی و میلاد ائمه(علیه‌السلام) نداریم. همان مداحانی که در مراثی و وفات‌ها حضور دارند، همان‌ها با همان لحن، مجالس عید و جشن را هم برگزار می‏کنند، با این تفاوت که حاضران به جای سینه زنی، دست می‏زنند.

از طرف دیگر باید مدیریت مجالس شادی را از مردم نگیریم، امروز حتی چراغانی اعیاد بزرگ مذهبی ما دولتی شده است. در دوران ما، مردم یک ماه مانده به نیمه‌ی شعبان، کوچه‌ها را چراغانی می‏کردند اما اکنون وقتی مردم می‌بینند عملاً این شهرداری و دولت است که می‏خواهد در این عرصه حضور داشته باشد، کنار می‏کشند یا آن شوق و حرارت سابق را ندارند. ما هنوز برنامه‌های مدونی برای ابراز شادی و نشاط اجتماعی نداریم و نمی‏دانیم چارچوب و قالبی که بتوان حدود و ثغور شادی ما را تعریف کند، چیست؟ این را رفتارشناس‌ها، روان‌شناسان و علمای دینی باید بگویند که آیا آب پاشیدن دختر و پسر به هم‌دیگر در یک بوستان ابراز شادی است یا مصداقی از بی‌نظمی اجتماعی؟ بنده نام این رفتارها را «ناتوی اجتماعی» می‌گذارم.

شما امروز به عینه می‌بینید که شبکه‏های اجتماعی غرب نظیر فیس بوک، توئیتر و امثال آن آشکارا از جوانان دعوت می‏کنند که در بوستان‌ها حضور یافته و مراسم آب پاشی به هم‌دیگر را اجرا کنند. آن‌ها به بهانه‌ی نبود نشاط اجتماعی می‏خواهند چارچوب‌های اخلاقی ما را زیرپا بگذارند. طبیعی است وقتی ما به عنوان صاحب‌نظران و مدیران جامعه برنامه‌ای برای ابراز شادی نداریم شبکه‏های اجتماعی بیگانه جای ما را می‏گیرند و مراسم آب پاشی ترتیب می‏دهند، در حالی که نهادهای ما ظرفیّت‌های پایان ناپذیری در این باره دارند. چه اشکالی دارد نهادهای فرهنگی، حتی بخش‌های فرهنگی- هنری نیروهای نظامی و انتظامی در اعیاد مذهبی و ملی در میادین به اجرای سرودهای ملی و آیینی بپردازند

آیا برگزاری مسابقه‌ی طناب کشی بین مردان یک محله کار دشواری است؟ ما امروز با وجود این که طنز فاخری نداریم با این حال وقتی طنز سخیفی مثل «ساختمان پزشکان» از تلویزیون پخش می‏شود بلافاصله بر آمار تماشاگران شبکه‏ های ماهواره‏ای تأثیر می‏گذارد، به طوری که گاه ۹۵ درصد مشتریان این شبکه‏ها به سمت صداوسیما می‌چرخند، می‏توانیم حدس بزنیم که جامعه نیاز خود به شادی را این‌گونه ابراز می‏کند. اما وقتی ما امکانات ابراز شادمانی را بر اساس موازین اخلاقی و دینی ایجاد نمی‏کنیم آن وقت مستربین قبله‌ی آمال ما می‏شود.

رسانه‏ های ما اسیر کالبد هیجانی حوادث

نکته‌ی دیگری که باید به آن توجه کرد، حرکت به سمت نوعی مهندسی رسانه‏ای در رویارویی با حوادث اجتماعی است. رسانه‏های ما به جای بزرگ‌نمایی و دامنه‌دار کردن حوادث باید جامعه را به سمت احساس امنیّت بیش‌تر پیش ببرند. این فرآیند به مفهوم کتمان اطلاع رسانی یا پنهان کاری نیست. ما در کنار ژست ژورنالیستی بزرگ‌نمایی حوادث، دچار غیبت کالبد شکافی و آسیب شناسی این وقایع در رسانه‏هایمان هستیم.

متأسفانه بسیاری از رسانه‏های ما صرفاً به کالبد هیجانی و زودگذر وقایع توجه دارند، فرض کنید اخبار مرتبط با اسیدپاشی یا چاقوکشی را به جد و با آب و تاب دنبال می‏کنند اما این مسأله‌ی ریشه‏ای را که اصلاً چرا در جامعه‌ی ما پدیده‌ای به نام اسیدپاشی یا چاقو کشی وجود دارد، مسکوت می‏گذارند. وقتی این اتفاق در رسانه‏های ما روی می‏دهد به دنبال آن احساس ناامنی به عنوان یک وجه القایی به جامعه شکل می‏گرد. اگر ما این پرسش را از یکایک جمعیّت ایران مطرح کنیم که آیا در جامعه احساس امنیّت دارند یا نه، اغلب و اکثریت جواب خواهند داد بله، وگرنه مثل خیلی از کشورها کسی جرأت نمی‏کرد وقتی آفتاب غروب کرد پای خود را از خانه بیرون بگذارد. اگر این امنیّت نبود آیا کسی می‏توانست در کشور کسب و کاری راه بیندازد و سرمایه‌گذاری کند؟ اما متأسفانه عملکرد رسانه‏های ما به گونه‏ای است که عملاً یک فضای ذهنی مبتنی بر هراس اجتماعی و ناامنی را ایجاد می‏کند.(*)

*دکتر مجید ابهری؛ رفتار شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی/منبع : برهان



نظر خود را ارسال کنید - قطعاً نظر شما دیده می شود:

1- گزینه های ستاره دار الزامی می باشند.
2- طبق اساسنامه مرکزی نیوز ایمیل شما نمایش داده نمی شود.
نام *
ایمیل *
سایت

لطفاً برای ارسال نظر شریفتان سوال زیر را پاسخ دهید
نتیجه 12 + 6 می شود؟(در مستطیل زیر درج نمایید)
Please leave these two fields as-is:

برگه‌ها



کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکزی نیوز || MarkaziNews.ir می باشد نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.
Copyright ©2009 www.MarkaziNews.ir , All rights reserved.
Designed & Developed by: Sepanta Group Team.